مرگ پايان كبوتر نيست...

خزان امسال در حالی که آماده نوشتن به مناسبت پنجمین سال کوچ استاد زنده نام وعزیزمان تیمسار بهمن کرمی(خاک) بودم، حال و هواي بوستان ترنم و تغزل دیگر بار پاييزي شد. ياد و خاطره دو شاعر پيشكسوت و دو استاد سفر کرده زنده ياد خليل عمراني و زنده  ياد اصغر حاج حيدري (خاسته) را گرامي مي داریم. به ویژه درگذشت شاعر مردمی استاد خاسته را به دوستان عزیز و شاگردان مکتب آن زنده یاد به ویژه سعید بیابانکی، محسن نیکنام، محمدحسین صفاریان، جواد زهتاب، حسین حاج هاشمی، منیره سلطان پور، ملیحه احمدی، مطهره عباسیان، الهام عمومی و همه اهالي روشنايي و احساس تسليت مي گويم.

در مورد این دو استاد سفر کرده بیشتر بخوانید:

استاد حاج حیدری درگذشت

خلیل عمرانی دنبال جایگاه و میز نبود و ماندگار شد

گزارشی نقدگونه از جشنواره شعر استانی به میزبانی نجف آباد

جشنواره شعر استانی ایثار و مقاومت که قرار بود به صورت استانی برگزار شود، شامگاه یکشنبه 19 آذر ماه – همزمان با شب شهادت حضرت زین العابدین امام سجاد(علیه السلام) – با حضور میهمانان و برگزیدگانی از جای جای کشور(!) در بنیاد فرهنگی حضرت آیت الله خامنه ای نجف آباد برگزار شد. این مطلبی بود که آقای حاج قربانی در ابتدای برنامه اعلام کرد: " برنامه ما استانی بود که به لطف شهدا ناگهان کشوری شد." با توجه به اینکه شاید این همایش جزء اولین تجربه های برگزارکنندگان در قالب یک همایش شعر بود، ضمن سپاسگزاری از تلاش دست اندرکاران دولتی و غیردولتی همایش در راستای گسترش فرهنگ ناب مرز و بوم اسلامی ایران و ارج نهادن به کوش در خور تقدیر آنان به واسطه نیتی خیر، لازم دانستم پیش از گزارش همایش، نکاتی چند در مورد آن بنویسم؛ به ویژه که همایش به یاد و نام شهدا برگزار شده بود و عنوان استانی را در تبلیغات یدک می کشید...

ادامه نوشتار را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

چند نكته

با سلامي به پاكي دانه هاي باران . . . چند نكته:

۱- به تازگي پيوندهاي روزانه وبلاگ بر اساس الفباي فارسي چينش شده است.

 

۲-  وبلاگ با عكسها و نوشتاري در نقد همايش  شعر نجف آباد تا پايان هفته به روز مي شود.  

 

 

 

۳- نوشتار پس از آن، به بهانه فرا رسيدن ۲۶ دي ماه پنجمين سالگرد كوچ استاد زنده ياد تيمسار بهمن كرمي چمگرداني(خاك) پيشكش شما بزرگواران خواهد شد. 

...در این حدود می شکست

         

         کویر از زلالتان شبیه رود می شکست    

        دلم به نام پاکتان چقدر زود می شکست

        میان نهر پرعطش و نخل های خسته ام   

 که شعرهای بغض من در این حدود می شکست

 

خبر: برگزاری جلسه هفتگی انجمن شاهد نجف آباد باحضور قاسم صرافان و شعرای زرین شهر

1- در حسرت كربلا(قبل از زيارت)

   يك بار دگر قلم به دستم 

از جام تو مي نخورده مستم

   كشتي نجات! بارك الله

   مذبوح فرات! بارك الله

از درك تو كائنات ماندند  

موسيقي بي كلام خواندند

   آشفته ز قامت قيامت

    مبهوت ز حج ناتمامت

    گفتند گل سر مدينه!      

اي كشته ي جور و جهل و كينه!

     آيا تو مسيح مرتضايي؟        

    مصلوب صليب نينوايي؟

     اي پاره ي پيكر پيمبر!        

   افتاده به قتلگاه بي سر!

عالم همه سوگ مي سرايد    

    سوگت به زبان كلك نايد

اين سو ز فراق و داغ عباس(ع)  

 پژمرده و پرپر است هر ياس

يك سوي دگر نشسته زينب(س)   

      بر بستر پيكري پر از تب

سر داده ز سوز و تابِ سجاد(ع)     

        از پستي روزگار فرياد

اين سوي نشسته نامه در خون    

 آن سوي شكسته خامه مجنون

      يك شاعر آشناي خسته             

     در حسرت كربلا نشسته

                   ***

۲-  اين همه اعجاز(بعد از زيارت)

اي غايبي كه در دل عشاق حاضري

اي حاجيان كعبه ي تو ماه و مشتري

عشق است قبله اي كه بنا گشته از الست

دل در طواف كعبه ي شش گوشه ات شكست

سوگند بر رضيع بيابان كربلا

طفل اند حاجيان همه در مشعر بلا

بر آيه اي كه خواند به بالاي ني سرت

لبيك كس نگفته چنان طفل اصغرت

بالاي ني طليعه ي خورشيد ديدني ست

لبيك از گلوي دريده شنيدني ست

فصل محرم است و دلم ياس مي شود

شق القمر به چهره ي عباس مي شود

يك كربلا و اين همه اعجاز؟ العجب!

يك جرعه مي بنوشي و دريايي از طرب؟

...