![]() |
![]() |
|
| شعر و نوشته های سید مهران موسوی |
|
بهار را دیدیم
دوباره چون که نشان بهار پرسیدیم نوید سبز شدن را شنیده نه ، دیدیم پس از تبر زدن و سوختن ، سیاه شدن ببین که باز در این شوره زار روئیدیم که شعر تازه شکفتن به بامداد سرود ؟ که بعد گریه و ماتم ز شوق خندیدیم به باغ مرده بهار آمد و بشارت داد چه سالها که به جز طعنه هیچ نشنیدیم کنون ببین که در این تندباد می لرزد مترسکی که گمان کرده بود ما بیدیم به گوش باغ که درد آشناست خواهم خواند : در انتهای زمستان بهار را دیدیم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 مرداد1388 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
روی یک بـرگ سفیـد نقــش دار
می نویسم حرفهایی بی شمار مثنـوی ها و غـرل هایی قشنگ تا بمانــد یـادگــــاری مانـدگـــــار |