![]() |
![]() |
|
| شعر و نوشته های سید مهران موسوی |
|
شعری از سعید بیابانکی :
یوسف پیامبر !
کلاف هایت را نگهدار مادربزرگ ! مواظب دست هایت باش دخترم ! تو هم آن تلویزیون را خاموش کن زن ! یوسف هم یوسف های قدیم ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 آبان1387 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
سروده ای از زنده یاد دکترقیصر امین پور به ساحت نورانی امام هشتم (ع) :
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 آبان1387 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
خجسته زادروز سلطان عشق و مهربانی ، ضامن آهو و امام غریبان ، حضرت علی بن موسی الرضا(ع) برعاشقان و رهروانش فرخ دست ارادت دائما" بر سینه داریم از عشقتان قلبی چنان گنجینه داریم گرچه نشسته گرد غربت بر دل ما قلبی به شفافیت آئینه داریم مشهد (کنارضریح مطهر) شهریور ۱۳۸۱ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 20 آبان1387 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
یک ماه پیش در چنین روزی دستی آسمانی مرا به نیمه ی گمشده ام پیوند زد . با سپاس بیکران به درگاه حضرتش این سروده را به شریک زندیگم تقدیم می دارم :
غزلی ناب در این زمانه که شر قسمت زمین شده است سرای واژه دگر کلبه ای حزین شده است دراین زمانه که حرف غریب وواژه ی گس برای مردم این شهر دلنشین شده است کجاست حضرت حافظ که گویمش باشوق ببین نصیب دلم یار مه جبین شده است دوام عشق میسرشده ست و بربامم همای اوج سعادت مرا قرین شده است سپاس حضرت حق گویم آشنای دلم که دردلم غزلی ناب ته نشین شده است |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 آبان1387 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
سلام ،
تکه های عاشقانه زیر واقعا خواندن و دل سپردن دارد . . . بخوانید و خودتان قضاوت کنید :
لذت رو بر قفا رفتن چه می داند که چیست آن که دل حسرت برگشته مژگانی نداشت ؟! *** دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد نگهش دار به موسی شدنش می ارزد *** من بودم و دوش آن بت بنده نواز از من همه لابه بود و از او همه ناز شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه ، قصه ی ما بود دراز *** من از آن روز شدم شهره به شیرین سخنی که حدیثم همه از لعل سخنگوی تو بود *** نیت شده با ابرو افطار ز لبهایت یک عمر صیام عشق با وصل تو عیدم شد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 آبان1387 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
تولید انيميشن ایرانی رستم و برزو
![]() انيميشن 83 دقيقهاي «رستم و برزو» براساس كتاب برزونامه به كارگرداني نيما ميگلي و كاميار خسروي در مركز صبا (اداره پويانمايي) توليد و آمادهي پخش شد. به گزارش خبرگزاری ایسنا نيما ميگلي يكي از كارگردانان اين انيميشن گفت: در ساخت اين انيميشن دقت و وسواس ويژهيي بهكار برديم و تلاش كرديم اينكار شبيه انيميشنهايي تاكنون با اين موضوعات ساخته شده است، نباشد. وي با اشاره به اينكه اين فيلم براي گروه سني نوجوان و بزرگسال است، اظهار كرد: از لحاظ تكنيك كار تلاش كرديم از كسب انيميشنهاي غربي كه بسيار قوي و با كيفيت طراحي شدهاند، استفاده كنيم تا براي مخاطبان جذاب باشد. ميگلي دربارهي چگونگي كاربرد تخيل و فانتزي در انيميشن «رستم و برزو» گفت: داستانهاي شاهنامه را با كمي اغراق به تصوير كشيديم و تخيل و فانتزي را نيز كه لازمهي انيميشن است به آن اضافه كرديم تا به جذابيت اثر بيفزاييم، همچنين صحنههاي مهيج و تصوير غول و ديو در آن بهكار برديم. وي با اشاره به اينكه حركت كاراكترها بهصورت رتوسكپي و براساس حركات زنده است و در قسمتهايي نيز از موشن كپچر استفاده كرديم، گفت: سعي كرديم كاري خلاقانه و متفاوت نسبت به كارهاي قبلي ارائه دهيم، چندينبار كار را ويرايش كرديم و سرسري از آن نگذشتيم، تنها سرعت براي ما ملاك نبود، بلكه كيفيت را سرلوحهي خود قرار داديم.اين كارگردان در پايان خاطرنشان كرد: ميخواستيم يك كار «ايراني خوب» ارائه دهيم تا وقتي بينندگان اين انيميشن را ميبينند ابهاماتي كه دربارهي ضعف انيميشنهاي ايراني در ذهنش وجود دارد از بين برود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 12 آبان1387 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
یکسال از طلوع دوباره شمس در خوی گذشت
شنبه پنجم آبانماه سال ،۱۳۸۶شوري عظيم در شهرستان خوي بپاخاست، مشرق زمينان با جذبه عشق شمس به رقص و سماع درآمدند، چونكه شمس دوباره در مشرق زمين طلوع كرده بود. شمس غريب از عزلت غربت بدر آمده و به ميان هموطنان و هم زبانان خود بازگشته بود. مشرق زمينيان او را گرامي داشتند، به زير مقدمش فرشهاي رنگين انداختند مزارش را گلباران و عطرافشاني كردند و پرده از تنديس پر صلابتش برداشتند. عشق و عرفان در جان مشرق زمينيان به جوش آمد، شمس شناسان و مولانا شناسان، مقامات و مسوولين و ائمه جمعه و جماعات، مردم كوچه و بازار و عالم و عامي همه به ديدار شمس آمدند تا ميثاقي دوباره با اين عارف نامي و مسلمان مكتبي خود ببندند. سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي آذربايجان غربي محوطه مزار شمس تبريزي و يادمان آن عارف را در شهرستان خوي به شكل بسيار زيبا و در خور تحسين ساماندهي كرده است تا طلوع شمس هميشه از مشرق زمين باشد. با ساماندهي و رونمايي از سنگ مزار و تنديس شمس تبريزي در خوي، شمس مجددا به ميان مردم خود آمد تا آتش عشقي را كه در جان مولانا بر افروخته بود در جان هموطنان خود برافروزد. رونمايي از سنگ مزار و تنديس شمس تبريزي روز شنبه همزمان با دومين كنگره بزرگداشت اين عارف نامي مشرق زمين برگزار شد و به ميمنت اين روز بزرگ شهر خوي يكپارچه غرق در شادماني و شور شد. كوچه و بازار خوي با پرچمهاي سه رنگ جمهوري اسلامي، بيلبوردها، پوسترها دومين كنگره شمس آذين بسته شده و همه جاي شهر بوي عشق، عرفان ميدهد. منطقه "محله" خوي كه مزار شمس و برج شمس تبريزي را در خود جاي داده است، مملو از جمعيتي است كه از سراسر ايران اسلامي براي ديدار با مزار تازه رونمايي شده شمس به خوي آمدهاند. اين محوطه در گذشته قبرستان متروكهاي بوده كه با كاوشهاي جديد باستانشناسي مشخص شد اين قبرستان در دورههاي سلجوقي و ايلخاني محل دفن اموات بوده كه كه معاصر با زمان زندگي شمس تبريزي است. شاه اسماعيل صفوي كه خود از سلسله عرفا بوده و يد طولايي در تصوف داشت در سفري به شهرستان خوي دستور داد يادماني بر سر مزار شمس بسازند تا نشانههاي آن عارف بزرگوار از بين نرود. اين يادمان برجي استوانهاي شكل به ارتفاع حدود ۱۰متر است كه با آجرهاي پخته ساخته شده و با شاخ قوچ و ميشهاي منطقه مراكان خوي آذين بندي شده است كه در هيچ نقطهاي جهان چنين روشي در ساخت يادمانها بكار برده نشده است. روش عجيبي كه شاه اسماعيل در ساخت اين يادمان بكار برده ساليان سال است تعجب مورخين و محققين را برانگيخته بود، تا اينكه اخيرا اين پديده عجيب راز گشايي شد. راز اين پديده چنين بود، شاه اسماعيل با ساخت اين بناي عجيب خواسته بود توجه مردم عصر خود و عصرهاي بعدي را به اين بنا معطوف كند و بدين وسيله مزار شمس تبريزي به مردم بشناساند، در حالي در آن روزگاران نيز برخيها گمان ميبردند مزار شمس در قونيه عثماني (تركيه كنوني) و در نزديكي مزار مولانا جلالالدين بلخي قرار گرفته است. دليل قاطع براي اين گفته نامگذاري برج به نام شمس تبريزي است، اگر شاه اسماعيل اين برج را براي تفنن و نشان دادن هنر شكارش ساخته بود، دليل نداشت كه اين برج را "برج شمس تبريزي" نامگذاري كند. شاه اسماعيل صفوي بنيان گذار اولين دولت ملي در ايران و احياگر شيعه اثني عشري اين بار نيز با ساخت اين برج عجيب و غريب شمس تبريزي را احيا كرد و او را به ميان ملت و قوم خود بازگردانيد، روانش شاد باد. حال و هوايي كه در نخستين روز از برگزاري كنگره بزرگداشت شمس بر شهر و جلسه كنگره حاكم بود، سرشار از عشق، عرفان و شور، جذبه و معنويت بود. مهمانان، سخنرانان اين كنگره اعم از مسوولين سياسي و فرهنگي همه با شور عشق و عرفان آمده بودند تا بازگشت شمس به شهر خوي را جشن بگيرند و شادماني كنند. امام جمعه خوي كه خود يكي از شمس شناسان خوي و مردي عارف است بازگشت شمس به خوي را تبريك گفت و اظهار داشت: بازگشت شمس تبريزي به خوي موجب افزايش معنويت و توسعه علم و عرفان در كشور خواهد شد. استاندار آذربايجان غربي نيز با اظهار خوشوقتي از ساماندهي مقبره و يادمان شمس تبريزي گفت: امروز مجددا شمس از مشرق طلوع كرده تا شور عشق عرفان، وحدت و مهرباني را در دلهاي مشرق زمينيان شعله وركند. رحيم قرباني اضافه كرد: اگر مولانا نيز براي بار دوم كه شمس را گم كرد جاي شامات به خوي آمده بود مسلما به ملاقات مرادش نايل ميآمد.معاون اجتماعي و فرهنگي وزير كشور كه مهمان اولين روز كنگره بود، با تمجيد از مسوولين ميراث فرهنگي بخاطر ساماندهي آبرومندانه مزار و يادمان شمس تبريزي گفت: من امروز طلوع خورشيد را از مشرق ديدم. حجت الله ايوبي افزود: امروز يك روز تاريخي براي مردم آذربايجان غربي و شهرستان خوي است، زيرا امروز، روزي است كه بگوييم مزار شمس اينجا در خوي قرار دارد.وي گفت: برگزاري |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 آبان1387 به قلم سیدمهران موسوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
روی یک بـرگ سفیـد نقــش دار
می نویسم حرفهایی بی شمار مثنـوی ها و غـرل هایی قشنگ تا بمانــد یـادگــــاری مانـدگـــــار |